خرید بک لینک

درباره سایت

حسابداری و مدیریت

امکانات وب

1⃣ دارای مدارک و اسناد مثبته در حد متعارف باشد

2⃣ در راستای عملیات شرکت باشد

3⃣ یه سری از هزینها دارای سقف و نصاب است مثل هزینه اموزشی شرکت یا هزینه ماموریت شرکت

4⃣ پرداخت مبالغ بالای ۵ میلیون تومن از طریق سیستم بانکی انجام شود

شرایط اختصاصی و نام هزینه دقیقا با ماده۱۴۸ همخوانی داشته باشد

نکته ❗️
برخی از هزینه ها بر اساس اصلاحیه و برخی از طریق رای دیوان قابل قبول شناخته شده است مانند:
ذخیره گارانتی
یا
ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری و..

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:19

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نوازی میکند چون نسیمی ** ملایم، ** طوفانی مخوفوای عجب حال وهوایی بی قراری میکند میشوم مهمان نا خوانده برایت خاطراتتلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی میکند مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفردیدگان منتظر شب زنده داری میکند آب و جارو میکنم من کوچه های بیکسیبهر دیدارت عزیز، لحظه شماری میکند من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشتاز چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری میکند منکه با یادت کنم روزو شبم را طی ولی آن عزیز مهربان، نا مهربانی میکند میشوم سنگ صبور و صبر در راه وصالروزگارم گر چه با من کج مداری میکند،،،افسوس

برچسب: چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکند, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:19

ﺩﻳﺪﻣﺶ ﺍﻣﺎ ﭼہ ﺣﺎﺻﻞ ،ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻋﺸﻖ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﺯﺧﺎﻃﺮ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺁنکہ ﺭﻭﺯے ﺑﺮﻕﭼﺸﻤﺶ ﺗﺎﺭﻭﭘﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﮔﺴﺴﺖﺧﺎلے ﺍﺯﻋﺸﻖ ﻭﻫﻮﺱ ﺩﺭ پیلہﺵ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺑﻮد ﭘﻴﺶ ﺭﻭﻳﻢ ﺑﻮﺩ ،ﺍﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻴﮕﺎنہ ﺍےﻫﻤﭽﻮ ﮔﻠﺒﺮگے کہ ﺗﻴﭙﺎے ﺧﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻏﺮﻕ ﺭﻭﻳﺎﻳﺶ ﻣﻨﻮ ﺍﻭ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﺍﻓﺴﺮﺩگےﻫﻤﭽو ﻗﺎبے کہ عکسے ﺩﺭ ﺩﻟﺶ ﭘﮋ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺁنکہ ﺩﺭ ﺭﻭﻳﺎے ﻣﻦ ﺯﺍﺋﻴﺪﻩ ﺷﺪ ﺍﻳﻨﻚ ﻛﺠﺎﺳﺖﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺖ ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﮔﻮئے ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:19

سخت این نیست که دشمن سر دارت بزندسخت این است که معشوقه کنارت بزند هیچ تا حال شده حرف دلت را بزنی!او به تو تهمت بیجای جسارت بزند هیچ دیدی که کسی آمده باشد از راهبنشیند به دلت دست به غارت بزند هیچ تا حال شده عشق...خودش را ببردآتشی بر همه ی دار و ندارت بزند! آه یعنی به یکی جان بدهی اما اوپای نامت الکی مهر حقارت بزند شوق: یعنی که بخواهی نرود از پیشتدرد: یعنی که فقط حرف اسارت بزند عشق: یعنی که سرت را به فدایش بکنیسوز: یعنی که فقط آه به بارت بزند حسرت این است که ویرانه نشینی بشویاو ولی با دگری قصر و عمارت بزند هارون_بهیار

برچسب: سخت این نیست که دشمن سر دارت بزند, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:19

دختر ِ چادر سفید ِ سینی ِ چایی به دست!ای که هرگز در خیالم هم نمی آیی به دست! معذرت میخاهم از اینکه به خابت آمدمخسته ام از بی تو بودن، درد ِ تنهایی بد است می نشستی روبرویم کاش، دلتنگ ِ تواممی روی با ناز و هی با عشوه می آیی بد است من غریبه نیستم کافی ست یک فنجان ِ چایبیش از این من را اگر شرمنده بنمایی بد است می کشم حالا که قلیان ِ بلور آورده ایگرچه دکتر گفته تنباکوی ِ نعنایی بد است از حسودان ترس دارم با شکوفه دادنتای هلوی ِ چار فصل ِ من! شکوفایی بد است آی دریا چشم ِ جنگل پلک ِ ابرو ابر و مه!رحم کن بالا بلا! این قدر زیبایی بد است اینهمه بر شانه موهای ِ شرابی را نریزباد هم آشفته این اندازه گیرایی بد است شور ِ شیرین! حق بده فرهاد ِ بی تابت شومبا وجود ِ اینهمه خسرو، شکیبایی بد است با خود آوردم غزل، قابل ندارد مال ِ توپس زدن آنهم برای ِ قلب ِ اهدایی بد است چون که سهم ِ عشق ِ ما دنیای ِ بیداری نشدقرنها هم بعد ِ خابت پلک بگشایی بد است شهراد_میدری

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:19

شب قدری که دمی پیش تو ماندم خوش بودکامی از عمر که همراه تو راندم خوش بود در خیالم که نه پرهیز و نه پروای تو داشتبوسه ها کز لب نوش تو ستاندم خوش بود و آن همه گل که نسیمانه به شکرانه ی توچیدم از باغ دل و بر تو فشاندم خوش بود به چمنزار غزل با نی سحر آور خودوقتی آن چشم غزالانه چراندم خوش بود من چنان محو سخن گفتن گرمت بودمکه تو از هر چه که دم میزدی آن دم خوش بود فالی از دفتر حافظ که برای دل توزدم و آن غزل ناب که خواندم خوش بود گر چه با ساعت من ثانیه ها بیش نبودساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود حسین_منزوی

برچسب: شب قدری که دمی پیش تو ماندم خوش بود, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:19

مست اگر باشی در آغوشت خدایی میکنم،خاک را سرشار ِ عرش ِ کبریایی میکنم... دل به دریا میزنم در موج ِ مویت هرچه باد!بادبان ِ روسریّ ات را هوایی میکنم... باد بود این که دل ِ من را چنان کاهی ربود،عاشقی با چشمهای ِ کهربایی میکنم... در بساطم گرچه چیزی نیست اما عشق هست،من تو را مهمان ِ یک فنجان ِ چایی میکنم... هرچه غم سویم اشاره میکند من را ببین ؛در کنارم چون تویی بی اعتنایی میکنم... می نویسم با زبانم بر کف ِ پایت غزل،چون پلنگی خون چشان آهوستایی میکنم...! شادمانه روی ِ ابر ِ بالشم پر میکشم،مثل ِ یک گنجشک احساس ِ رهایی میکنم... شب گذشت و رفتی از پیش ِ من اما باز هم،آرزوی ِ این که "در خوابم بیایی" میکنم...!

برچسب: مست اگر باشی در آغوشت خدایی میکنم,مست اگر باشي در آغوشت خدايي ميکنم, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 2:19

دل نمی بندی ولی دل راچه آسان میبری
تیرمژگان میزنی ازدیده وجان میبری

ازمیان دفتر گلهای شعر باغ عشق
عاشقی راپشت چشمانت گروگان میبری

درسکوتی عاشقانه زیرچین زلف خود
چهره ازچشم من بیچاره پنهان میبری

ای که برگیسوی تودل بسته ام بامن بگو
ازکنارمن چراگیسوپریشان میبری

تاج سوسن سرنهاده باحریری ازنسیم
دست نسرین راگرفته زیرباران میبری

پا به پایت آمدم ای هم سفرآیامرا
باخودت تاانتهای خط پایان میبری

برچسب: آهنگ دل نمیبندی محسن خانی,تو کافر دل نمیبندی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 21:34

ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﺤـﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﻭﯼﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾـﺮ ﺳﺆﺍﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﻭﯼ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﺗﺎ ﻧﺸﻤﺎﺭﻡ ﮔــــﺬﺭ ﺛﺎﻧﯿــﻪ ﺭﺍﺑﯽ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﻭﯼ ﻏﯿﺒﺘﺖ ﺭﺍ ﻧﺘــﻮﺍﻥ ﻫﯿـﭻ ﺗﺤــﻤﻞ ﺑﮑﻨﻢﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺟﺪﺍﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﻭﯼ ﺩﻝ ﺗـﻮ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻪ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﺮﺳﺪ؟ﻫﻤﺪﻟﯽ ﺷﺮﻁ ﻭﺻﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﻭﯼ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺗﻮ ﺟﺎﺭﯼ ﻭ ﺳﺎﺭﯼ ﺑﺸﻮﺩﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﺷﻌﺮ ﺯﻻﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﻭﯼ ﻟﺐ ﺗﻮ ﻗﻨﺪ ﻣﻦ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﺳﺖﻧﻮﺑﺖ ﻗﻬﻮﻩ ﻭ ﻓــﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﻭﯼ ﺩﺭ ﺑــﺰ

برچسب: بودنم بی تو محال است مبادا بروی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 14:07

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیر
خسته ای، باید بخوابی هم ، شب بخیر

شب شد و ماه آمده تا دلربایی ها کند
نوبت ماه است ای ماه ِجهانم، شب بخیر

صبح فردا چهچه مست تو را خواهم شنید
ای خرامان مرغک ِ آواز خوانم، شب بخیر

چشمهایت را ببند و دست در دستم گذار
تا برایت قصّه ای زیبا بخوانم، شب بخیر

قصّه ی فردا و فرداهای روشن نازنین
دلبر زیبای من، آرام ِجانم، شب بخیر

خوب یا بد دفتر امروز خود را بسته ای
فکر فردای قشنگت باش جانم، شب بخیر..

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 14:07

قدم اهسته بردار ,زیر پایت یک دل استیک دل پر خون زما,افتاده برروی گل است گر چه از غفلت رود پایت ب روی دل ولیگویمت اهسته تر,او را ب لیلی منزل است این دلی ک زیرپایت له شده درخاک وخونقلب مجنون ست ک افتاده بپای قاتل است می روی اما نگاهی هم , ب زیر پا بکنشایدان قلبی ک مانده زیرپایت غافل است غافل از لیلی ک دنیایش پر از صد ارزوستارزوی دیدن مجنون , خیالی باطل است من که دراشعارخود ماندم چه گویم ازتو دلتو بگو حرف حسابی ک مرا هم شامل است توی امواج نگاهت , یک بغل از ارزوستقایقم در آرزویت , چشم ب راه ساحل است

برچسب: قدم اهسته بردار زیر پایت یک دل است, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:23

معنی فاصله ها چیست برایم بنویسدرد این واژه سرا چیست برایم بنویس تو تماشاگر من بلکه نه این فاصله ایعلت دوری ما چیست برایم بنویس همه جا غرق دعا میشوم از آمدنتمعنی اشک و دعا چیست برایم بنویس خون دل خوردنت از بار گناهان من است .. معنی شرم و حیا چیست برایم بنویس مثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصیده نه گلممصرع از درس وفا چیست برایم بنویس دست من را تو نگیری به زمین می افتمحکمت دست شما چیست برایم بنویس تو برایم بنویسی به یقین میفهمم .... حرمت عشق کجا هست برایم بنویس ....

برچسب: معنی فاصله ها چیست برایم بنویس, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:23

بگو که عاشقم هستی، دلم تکرار میخواهد
برای باتو بودنها ، دلم اصرار میخواهد

بدون تو پریشانم ، پناه خستگی هایم
بگو که بی تو دلتنگم ، دلم اقرار میخواهد

دگر شعری نمی گویم که لکنت دارد احساسم
برای شرح هجرانت دوصد طومار میخواهد

اگرچه خواب هرشب را حرامم کرده ای اما
دل بی تاب و بیمارم ، کمی تیمار میخواهد

برچسب: بگو که عاشقم هستی,بگو که عاشقمی فریدون,بگو که عاشقمی اسرایی,بگو که عاشقمی فریدون اسرایی,بگو که عاشقمی از اسرایی,بگو که عاشقم بگو,بگو که عاشقمی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:22

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی ولی غم را نمیخوانی چه باشی یا نباشی من برایت آرزو کردمچه دردی بیشتر از این که این ها را نمی دانی برایم روز روشن بود میدانستم از اولکه میاید چنین روزی که میگوئی نمیمانی برای من که بعد از تو ندارم شاخه ی سبزیچه فرقی میکند دیگر هوای صاف و بارانی شبیه موریانه،خاطرت در ذهن می ماندکه میپوسد مرا کم کم به آرامی و پنهانی دل آئینه ام حتی اگر کوهی شود آخربه سنگی،خرد می گردد به یک لحظه به آسانی چه میدانی؟تمام پیکرم چون شمع می سوزدکه امشب در دلم برپاست یک شام غریبانی شاعر :رضا خادمه مولوی

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:22

چقدر پشت نگاهش ستاره پنهان داشت
کسی که رویت ماهش همیشه امکان داشت

به فکر لمس تمام گذشته افتادم
از ان شبی که خیالش هنوز جریان داشت

برهنه شد که بگوید بهشت چیزی نیست
به جز همان هیجانی که دست انسان داشت

برای انکه گناهش قشنگ تر باشد
همیشه نیم نگاهی به چشم شیطان داشت

سکانس اخر خود را دوباره بازی کرد
درست طبق نگاهی که کارگردان داشت

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
ولی گناه تو با من همیشه امکان داشت


سعید_حسن_زاده

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:22

از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاه
تا بسازی با روانم با شروعِ این گناه

از تو میگویم به باران بی هوا، ای با وفا
از تو تنها مونسم در ارتکاب اشتباه

بی تو می بازم به قلبم غربتی از جنس شب
ای به قربانت تمام جان من ای سر به راه

بر تنم باران شو ای، آهنگ پروازم نفس
تا که با عطرت بتازم بر حضور یک سپاه

بی تو میسوزد تنم ای جانِ من ای آتشم
ای بهارم ای وجودم ای نجاتم از تباه

با دلم راهی بشو راهی بشو تا آسمان
تا پناهم باشد این عشقت که هستم بی پناه

برچسب: از تو میخونم,از تو میخوانم کتاب,تا نفس دارم از تو میخوانم, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:22

دوستت دارم گُلم، این حس زیبا مال توآرزو دارم تمام بهترین ها مال تو هر غزل یک باغ گل هر بیت یک طرح لطیفباغ کاشی کاری گل های مینا مال تو جلوه ی زیبایی یک آسمان اشعار نابآبی افسانه ی دنیای نیما مال تو یک بغل آغوش گرم اندازه ی تن پوش تومایه ی آرامشم! پنهان و پیدا مال تو در نگاهت دور از هر ساحلی تا رفت و رفتقایق احساس من بر موج دریا مال تو یوسفی ماندم به دور از وسوسه اما گُلمشاکلید قفل آغوش زلیخا مال تو باد مجنون می کند هر بند من را گل نشاندر نفس هایم نشان مُهر لیلا مال تو شمس من صد مثنوی می ریزد از هر خنده اتشاعر دیوانه ات لبریز و شیدا مال تو گرچه چیزی لایق چشمت

برچسب: دوستت دارم گلم, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:22

جانِ من مالِ تو باشد، هرچه غم داری بده
رویِ کاغذ ثبت کن هر چیز کم داری بده

تا مبادا بر تنِ نازِ تو آسیبی رسد
هرچه در اطرافِ خود قوطیِ سم داری بده

شهرِعمرت از بلاها دور بادا تا ابد
در خیالت هرچه از احساسِ بم داری بده

بختِ خوب و فالهایِ سبز ارزانی تو
طالعِ نحسی اگر در جامِ جم داری بده

چال لبخندِ تو دائم ، حالِ خوبت مستمر
خطِ اخم و مشکلِ پر پیچ و خم داری بده

«آیة الکرسی» هزاران بار نذر شادی ات
در دلِ خود ذره ای اندوه هم داری بده

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 18:22

صفحه بندی